X
تبلیغات
نماشا
رایتل




























دلخسته

قصه ی دلتنگی های مـن









دلم گاهی

یک کلبه میخواهد

یک کلبه ی چوبی

کنار دریا

شایدهم وسط جنگل

دلم

بوی چوب باران خورده ی نم گرفته میخواهد

دلم

یک دنیا سکوت میخواهد

یک دنیا آرامش

یک بغل عشق...

اما امشب

زیر نور نقره گون مهتاب

درست همان زمان که

خیالت پهن می شود بر صحنه ی چشمانم

دلم

گرمای وجودت را

صدای گرمت را بر پیکره ی گوشم

می خواهد...

دلم

بوسه های پاکت را بر گونه های از شرم سرخ شده ام

می خواهد...

دلم امشب

یک بغل "تو" میخواهد... 







نوشته شده در چهارشنبه 12 تیر‌ماه سال 1392ساعت 11:50 ق.ظ توسط شادی نظرات (1051)