X
تبلیغات
نماشا
رایتل




























دلخسته

قصه ی دلتنگی های مـن








پیاده روهای این خیابانها خراب شده اند


مست اند


خیال برشان داشته


که تو دست در گردن من داری


نمیدانند


من با هر بارانی


اندوه فراموش شده ام را


با خود به خیابان میبرم


و تویی در کار نیست ....






نوشته شده در چهارشنبه 16 مرداد‌ماه سال 1392ساعت 04:23 ب.ظ توسط شادی نظرات (884)