X
تبلیغات
نماشا
رایتل




























دلخسته

قصه ی دلتنگی های مـن






یک روز......... دلت


چنان هوای دستانم را خواهد کردکه


چشمانت را ببندی و خالی از هر فکر دیگری ...


زیر آوازی بزنی که هیچگاه فرصت نشد


با هم بخوانیمش.....!!!


یک روز.......


به هر دلیلی اشک از چشمانت جاری خواهد


شد... ودستی برای پاک کردنش از دستانت


سبقت نخواهد گرفت.....!!!


آن روز است که دلتنگم می شوی..


چیزی نیست... چشمانت را ببندوبخواب......


تو عادت داری.........


زود فراموش خواهی کرد....!!!


ﺗﻮ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﯼ... ﺍﻣﺎ... ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﺸﯽ ﺩﺍﺭﻡ...


ﻫﺮ ﮐﺠﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯼ... ﻫﺮ ﮐﺠﺎ...


ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻋﺸﻘﺖ...


ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﯼ...


ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ...


ﮐﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ...


دیگرهیچوقت نمیتواند بخندد!!!

نوشته شده در یکشنبه 15 آذر‌ماه سال 1394ساعت 03:57 ب.ظ توسط شادی نظرات (105)