دعای باران چرا؟
دعای عشق بخوان!!!
این روزها دلها تشنه ترند از زمین...
خدایا کمی عشق ببار...
فراموش کردنت به معجره می ماند؛
وقتی دیوار های خانه هم تو را به یادم می آورند..
من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد, پس چرا عاشق نباشم ...?
کاش میدانستم چیست ، آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری ست . . .
برای من که دلم از سکوت لبریز است
صدای پای تو از دور هم دل انگیز است
سکوت میکنم چون دیگر نمیدانم چه کنم با این دنیا....
بهترین لحظه برایم زمانیست که چشمانم را می بندم و به تو فکر می کنم.
ادامه...
دلتنگ که باشی آدم دیگری میشوی خشنتر ، عصبیتر ، کلافهتر و تلختر ... و جالبتر اینکه با اطرافیان هم کاری نداری همه اش را نگه می داری و دقیقا سر کسی خالی میکنی که دلتنگ اش هستی... دلم می خواهد چیزی بنویسم نامه ای...شعری...درد دلی.... اما دلم گرفته است... یادش بخیر،آن روزها،دلم که می گرفت جایی بود برای نوشتن... نفسی بود برای سرودن... دلی بود برای تنگ شدن... و کسی که بهانه و پاسخ تمامشان بود.... آن روز ها دلتنگ بودم ... و امروزهم!
از استادی پرسیدند: آیا قلبی که شکسته بازهم میتواند عاشق شود؟ استاد گفت: بله میتواند..... پرسیدند: آیا شما تاکنون از لیوان شکسته آب خورده اید؟ استاد پاسخ داد: اّیا شما به خاطر لیوان شکسته از آب خوردن دست کشیده اید؟
فتار عاشقـــــانه ی زن را بایــد از دلتنگــــــیش فهمید از شـــوقُ بی تابیـــــش برای دیدار از حس کودکانــــه اش برای آغــــــــوش! از خجالتش برای بوســــه گرفتن! زن بــــــی دلیل بهانه نمیگیرد شاید بهانه ی نداشتن دستانِ گرمـــی را دارد
که دستانش را بگیرد! شاید بهانه ی نداشتن آغــوش ِ امنــی را دارد که دلــش را در آغــوش بگیرد! زن بــی دلـــیل بهـــانــه نمی گیرد
از استادی پرسیدند: آیا قلبی که شکسته بازهم میتواند عاشق شود؟ استاد گفت: بله میتواند..... پرسیدند: آیا شما تاکنون از لیوان شکسته آب خورده اید؟ استاد پاسخ داد: اّیا شما به خاطر لیوان شکسته از آب خوردن دست کشیده اید؟
تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست . . . اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند و با وجود همه مشکلات ، به تو لبخند زد تا تو دلگرم شوی . . . که اگر بدانی چه کسی کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگار به ساحل آرام رویاهایت رسانده است ؛ ” پدرت “را می پرستیدی
آن روز ها گنجشک را رنگ می کردند و جای قناری می فروختن این روز ها هوس را رنگ می کنند و جای عشق می فروشند آن روزها مال باخته می شدی و این روز ها دلباخته . . .
دلتنگ که باشی آدم دیگری میشوی خشنتر ، عصبیتر ، کلافهتر و تلختر ... و جالبتر اینکه با اطرافیان هم کاری نداری همه اش را نگه می داری و دقیقا سر کسی خالی میکنی که دلتنگ اش هستی... دلم می خواهد چیزی بنویسم نامه ای...شعری...درد دلی.... اما دلم گرفته است... یادش بخیر،آن روزها،دلم که می گرفت جایی بود برای نوشتن... نفسی بود برای سرودن... دلی بود برای تنگ شدن... و کسی که بهانه و پاسخ تمامشان بود.... آن روز ها دلتنگ بودم ... و امروزهم!
عادت نــــدارم درد دلم را ، به همـــه کس بگویم ..! ! ! پس خاکـــش میکنم زیر چهره ی خنــــدانم... ، تا همـــــه فکر کنند نه دردی دارم و نه قلبــــــــــی ...
زندگی میکنم ... حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!! چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد بگذار هر چه از دست میرود برود؛ من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد، حتی زندگی را ..
معدلم رو شدم 19 و 91 صدم! زهرا حسن دایی هم شد 19 و 91 صدم بعدش اون رو به عنوان رتبه یکم حساب کردن منو به عنوان دوم چرااااااااااا آخه....؟ بی انصافیه که.....
الهی قربونِ دختر زرنگـــــــــــــــــــــــم آره عزیزم واقعآ بی انصافیه خودتو ناراحت نکن گلم مهم اینه دختر زرنگِ خودمی
رفتیو با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد
من دراین ویرانه ها احساس غربت میکنم...
تلخم مثل خنده ای بی حوصله …
دوست دارم برم جایی که :
نه آسمونش
نه صدای مردمونش
نه غمش
نه جنب و جوشش
نه گلای گل فروشش
مثل اینجا آهنی نیست !
تنها چیزی که خرجی ندارد
جاری شدن در ذهن دیگران است
پس آنگونه جاری شوید که
خنده بر لبانشان نقش ببندد
نه نفرت در دلشان
عشق اون آدامسه نیست که
بوی دهنتو عوض کنه
عشق همون
پیازیه که موقع خوردنش
میگی گور بابای بقیه...
عشق واسه یه زن وقتیه که از روی ناراحتی
با دستای ظریفش رو سینه ی مردش می کوبه و
مرد آروم بغلش می کنه،
دستاشو می بوسه و میگه:
نزن گلم دستای خودت درد می گیره
شادی عزیزم دوست دارم خیلی زیاد به چشماتم خیلی میاد
وقتی قرار شد من بی قرار تو باشم ، ناگهان تو تنها قرار زندگی ام شدی !
وقتی تو نیستی همه نیستن ! نه که نیستن ؛ هستن ، ولی مثل تو نیستن . .
دلتنگ که باشی آدم دیگری میشوی
خشنتر ، عصبیتر ، کلافهتر و تلختر ...
و جالبتر اینکه با اطرافیان هم کاری نداری
همه اش را نگه می داری
و دقیقا سر کسی خالی میکنی
که دلتنگ اش هستی...
دلم می خواهد چیزی بنویسم
نامه ای...شعری...درد دلی....
اما دلم گرفته است...
یادش بخیر،آن روزها،دلم که می گرفت
جایی بود برای نوشتن...
نفسی بود برای سرودن...
دلی بود برای تنگ شدن...
و کسی که بهانه و پاسخ تمامشان بود....
آن روز ها دلتنگ بودم ...
و امروزهم!
دلم برای همان "دلتنگی ها" ، تنگ ست
از استادی پرسیدند: آیا قلبی که شکسته بازهم
میتواند عاشق شود؟
استاد گفت: بله میتواند.....
پرسیدند: آیا شما تاکنون از لیوان
شکسته آب خورده اید؟
استاد پاسخ داد: اّیا شما به خاطر
لیوان شکسته از آب
خوردن دست کشیده اید؟
گاهی نگاهم در تمام روز
با عابران ِ ناشناس ِ شهر
احساس گنگ آشنایی می کند
گاهی دل ِ بی دست و پا و سر به زیرم را
آهنگ یک موسیقی غمگین
هوایی می کند ...
شعرهایم را میخوانی…
و میگویی روان پریش شده ام !
پیچیده است … قبول!
اما من فقط چشمهای تو را مینویسم !
تو ساده تر نگاه کن…../
میگن پُشت سر مسافر آب بریزی بر میگرده..
اشک که از آب زلال تره چرا مسافر من…..
بر نمی گرده…
فتار عاشقـــــانه ی زن را بایــد از دلتنگــــــیش فهمید
از شـــوقُ بی تابیـــــش برای دیدار
از حس کودکانــــه اش برای آغــــــــوش!
از خجالتش برای بوســــه گرفتن!
زن بــــــی دلیل بهانه نمیگیرد
شاید بهانه ی نداشتن دستانِ گرمـــی را دارد
که دستانش را بگیرد!
شاید بهانه ی نداشتن آغــوش ِ امنــی را دارد
که دلــش را در آغــوش بگیرد!
زن بــی دلـــیل بهـــانــه نمی گیرد
تمام سایـــه هـــا را می کشـــم
بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر
حاشا می کنم هر شب
دلم فریاد می خــواهد
ولی در انـــزوای خـــویش
چه بی آزار با دیـــوار نجــــوا مــی کنم
هـر شب
کجــا دنبال مفهـــومی بـرای عشق می گردی ؟
که من این واژه را
تا صبح معنا می کنم هر شب
میگن پُشت سر مسافر آب بریزی بر میگرده..
اشک که از آب زلال تره چرا مسافر من…..
بر نمی گرده…؟؟؟
مـــــــا،
نســـــلی هستیم کــــه،
بهـــــــترین حــــــــرفهــــــای زندگــــــیمان را نگفتیـــــم...
تایــــــپ کردیـــــــــم
از استادی پرسیدند: آیا قلبی که شکسته بازهم
میتواند عاشق شود؟
استاد گفت: بله میتواند.....
پرسیدند: آیا شما تاکنون از لیوان
شکسته آب خورده اید؟
استاد پاسخ داد: اّیا شما به خاطر
لیوان شکسته از آب
خوردن دست کشیده اید؟
اگه سراب دیدید ، تظاهر کنید که ازش آب میخورید و سیراب رد میشید.
نزارید به دروغش افتخار کنه
فرار کردن از مشکلات فقط فاصله رسیدن به راه حل را افزایش می دهد
آسانترین راه برای گریختن از مشکلات حل کردن آنها است . . .
تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست . . .
اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند و با وجود همه مشکلات ، به تو لبخند زد تا تو دلگرم شوی . . .
که اگر بدانی چه کسی کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگار به ساحل آرام رویاهایت رسانده است ؛ ” پدرت “را می پرستیدی
امضا:
زمین خوردن چه زیباست
اگر هدف بوسیدن خاک پای! مـــــــــادر! باشد
با فنجانی چایی هم ،
میتوان مست شد ...
اگر اویی که باید باشد ، بــــــاشد ...
باید دانست
" جاده های زندگی را خدا هموار می کند
کار ما فقط برداشتن سنگ ریزه هاست ... "
پس اینقدر آه و ناله چرا ؟!
آن روز ها گنجشک را رنگ می کردند و جای قناری می فروختن
این روز ها هوس را رنگ می کنند و جای عشق می فروشند
آن روزها مال باخته می شدی
و این روز ها دلباخته . . .
آموختم که خدا عشق است
و
عشق تنها خداست !
آموختم که وقتی ناامید میشوم
خدا با تمام عظمتش عاشقانه انتظار میکشد
تا
دوباره به رحمتش امیدوار شوم،
آموختم اگر تاکنون به آنچه خواستم نرسیدم،
خدا برایم بهترینش را در نظر گرفته ،
آموختم که زندگی سخت است
ولی
من از آن سخت ترم ..
چـند وقتیســت
هــر چــه مـی گــردم
هیــچ حرفــی بهتـــــر از سکــوتـــــــــ ــ پیدا نمی کنــــم ...
نگـاهـــم امــا ...
گاهــی حرفــــــــــ می زند
گاهــی فریــاد می کشـــد .....
و من همیشـــــه به دنبــــال کســـی می گردم
کــه بفهمــد یکـــــــــ نگـــاه خستـــه
چــه می خواهـد بگویـد.
دلتنگ که باشی آدم دیگری میشوی
خشنتر ، عصبیتر ، کلافهتر و تلختر ...
و جالبتر اینکه با اطرافیان هم کاری نداری
همه اش را نگه می داری
و دقیقا سر کسی خالی میکنی
که دلتنگ اش هستی...
دلم می خواهد چیزی بنویسم
نامه ای...شعری...درد دلی....
اما دلم گرفته است...
یادش بخیر،آن روزها،دلم که می گرفت
جایی بود برای نوشتن...
نفسی بود برای سرودن...
دلی بود برای تنگ شدن...
و کسی که بهانه و پاسخ تمامشان بود....
آن روز ها دلتنگ بودم ...
و امروزهم!
دلم برای همان "دلتنگی ها" ، تنگ ست
بی هیچ صدائی می آیند
زمانی که نمی دانی
در دلت یک مزرعه آرزو می کارند و…
بی هیج نشانی از دلت می گریزند
تا تمام چیزی که به یاد می آوری
حسرتی باشد به درازای زندگی
چه قدر بی رحمند رویاهـا .
من که از اینجا
نمی روم ...
تو هم که هیچوقت نمی آیی !
میخواهم بدهم درهای بی دستگیره بسازند
برای این خانه . . .
عادت نــــدارم درد دلم را ،
به همـــه کس بگویم ..! ! !
پس خاکـــش میکنم زیر چهره ی خنــــدانم... ،
تا همـــــه فکر کنند
نه دردی دارم و نه قلبــــــــــی ...
برای خیانت ،
هــــزار راه هــســــت اما هـیــچ کــــدام
به انـــدازه تــــظـــاهـــر
به دوست داشتن کــثـیــف نـیـســـت ...
سایه ها محصول پشت کردن دیوارها به آفتابند ، گستاخی دیوارها را تقلید نکنیم تا آفتابی بمانیم
نه گل خواهد ز بوستان ها جدائی ، نه دل دارد خیال بی وفائی
ولیکن چرخش چرخ ستمگر زند بر هم رسوم آشنائی . . .
تمـــام نیمکتهــای پارک دو نفـره اند!بی خیال...به درخـت تکیـه میدهـم......
نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس میشوند..
میگویند حساسیت فصلی ست..
آری…
من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم.
اگر زوزی عاشق شدی...قصه ات را برای هیچکس بازگو نکن...
این روزها چشم حسودان به اسپند عادت کرده...!!!!././.
سلام
نه شادی خانم اینطوری نیست من نظراتو تایید نمیکنم تا اپ بعد
وقتی تاییدشون کنم صفحه نظرات سخت باز میشه برای همین میذارم برای بعد
سلام

اوهــــــــــوم که اینطور
پس اگه نظر تکراری دادم مقصر خودتیا
خدایا
کسی را که قسمت کس دیگریست
سر راهمان قرار نده
تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد
و روزهای خوشش برای دیگری
زندگی میکنم ...
حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!!
چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد
بگذار هر چه از دست میرود برود؛
من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد،
حتی زندگی را ..
این روزها غذایم شده کلی بغضای نترکیده ...
درسته درد داره ...
ولی سیرم میکنه ..
تنهایی یعنی
هنوزم سعی میکنی از تو رفتارش و حرفهاش
یه نکته ای پیدا کنی که بخودت تلقین کنی
داره به تو فکر میکنه.....././.
صبر کردن دردناکه
و فراموش کردن دردناک تر
ولی دردناک تر اینه که ندونی باید
صبر کنی یا فراموش././.
لــــــــحظه های ســــکوتم
پـــــر هیاهــــــــــو ترین دقــــایق زندگیم هستند
مــــــملو از آنــــــچـــه
مــــی خواهم بـــــــــــــــگویم
و
نــــــــــــمی گـــــویم.././.
مسافرترین آدم دنیا هم
دست خطی می خواهد که بنویسد برایش
” زود برگرد “
طاقت دوری ات را ندارم .
میگویند با دوستان مروت با دشمنان مدارا
اما مشکل این است که این روزها نمیتوان آنها را از هم تشخیص داد . .
چقدر دلم می خواهد نامه بنویسم
تمبر و پاکت هم هست
و یک عالمه حرف ...
کاش کسی جایی منتظر بود *
اکثر ما نه به خاطر یافتن فردی کامل ، بلکه به خاطر کامل دیدن یک فرد نا کامل
عاشق میشویم که از پیله تنهائی خود رها شویم . . .
زخمی بر پهلویم است ، روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب می خورم و همه گمان می کنند که می رقصم . . .
معدلم رو شدم 19 و 91 صدم!
زهرا حسن دایی هم شد 19 و 91 صدم
بعدش اون رو به عنوان رتبه یکم حساب کردن
منو به عنوان دوم
چرااااااااااا آخه....؟
بی انصافیه که.....
الهی قربونِ دختر زرنگـــــــــــــــــــــــم


آره عزیزم واقعآ بی انصافیه
خودتو ناراحت نکن گلم مهم اینه دختر زرنگِ خودمی
شادی تو بهم بگو من چکار کنم؟!
البته این جا نه!
یواشکی بهم بگو!
ای جانتو بشم من
باشه میام یواشکی بهت میگم